سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

284

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

چه آنكه در قصاص بر اعضاء بقاء شخص مورد قصاص و زنده بودنش مطلوب است و سمّ با اين غرض غالبا منافى بوده و تهافت دارد . و بعد از [ فلو حصل منها ] مىفرماين : ضمير در [ منها ] به آلتى كه به واسطه‌اش قصاص در طرف واقع مىشود برمىگردد . و پس از [ ضمن المقتص ] مىفرماين : حكم به ضمان در صورتى است كه بدانيم جنايت مستند بسمّ مىباشد . ناگفته نماند اگر قصاص در نفس بوده و جانى را بخواهند بكشند در صورتى كه قصاص‌كننده آلت قصاص را زهرآگين و مسموم نموده و با آن جانى را بكشد عمل زشتى مرتكب ولى ضمانى در عهده‌اش نمىباشد . قوله : يظهر حالها : يعنى حال آلت قصاص . قوله : قد وضع المستوفى فيها السّم : ضمير در [ فيها ] به آلت قصاص برمىگردد . قوله : لانّ البقاء معه مطلوب : ضمير در [ معه ] به قصاص در طرف راجعست . قوله : و السّمّ ينافيه : ضمير منصوبى در [ ينافيه ] به بقاء راجع است . قوله : ضمن المقتص : كلمه [ مقتص ] اسم فاعل مىباشد . قوله : ان علم به : كلمه [ علم ] به صيغه مجهول بوده و ضمير در [ به ] به استناد جنايت به سمّ و راجعست . قوله : اساء و استوفى : ضمائر فاعلى به قصاص‌كننده راجعست قوله : و لا شئ عليه : ضمير مجرورى به مستوفى عود مىكند .